.
تجربه تاریخی نشان داده است کشورهایی که در دام پوپولیست افتادهاند به ازای هر سال حکومت آنها سالیان متمادی از قافلۀ توسعه و پیشرفت عقب ماندند ، بعد از جنگ جهانی دوم آرژانتین کشوری متمول تلقی میشد که بعد از استرالیا، بریتانیا و آمریکا چهارمین کشور ثروتمند جهان بود و جایگاهی برتر از فرانسه، آلمان، ژاپن و سایر قدرتهای امروزی داشت، بد نیست بدانیم که در آن دوران، جوانان اروپایی که در آرزوی زندگی بهتر به آن سوی اقیانوس اطلس پر میکشیدند در انتخاب میان دو گزینه آرژانتین یا کالیفرنیا همواره مردد بودند، رشد اقتصادی این کشور قریب به ۴٠ سال بیشتر از 6% بود که بالاترین رکورد در تمام دنیا به شمار میرود، همچنین آرژانتین بهشت سرمایه گـذاران خارجی هم بود و اروپاییها بیشترین سرمایه گذاری را دراین کشور انجام میدادند.
تا این که در سال 1946 ژنرال دومینگو پرون رییس جمهور این کشور شد، او با وعدههایی مانند بهبود وضع معیشت تودههای مردم و اصلاح روابط جامعه به نفع مستضعفان آتش احساسات قشرهای محروم را برافروخت و رییسجمهور آرژانتین شد. تئوری اقتصادی پرون برای ما چندان غریبه نیست: دولت توانایی آن را دارد که با حمایتهای خود اقتصادی خودکفا را با تکیه بر تولید ملی در چارچوب مرزهای کشور سازماندهی کند و از کمکهای خارجی بینیاز باشد.
غافل از اینکه ی کردن اقتصاد در هر زمانی و به هر شکلی نتیجهای جز افزایش رکود، تورم، بیکاری، فقر، ی، فحشا، فساد گسترده در نهادهای مختلف دولتی و خصوصی و پیدایش مافیایی در قدرت که برخوردار از رانتهای کلان و انحصارهای همه جانبه هستند ندارد ، پرون به اسم دفاع از مردم و فقرا، فقر را چنان در آرژانتین نهادینه کرد که پس از گذشت دهها سال همچنان این کشور نتوانسته به دوران رونق قبل برگردد و مردمانش به مانند بسیاری از ایرانیها حسرت سالهای نه چندان دور را میخورند.
پوپولیسم نوعی مخدر است که به مردم سرمستی کوتاهمدت می بخشد اما آثار بلندمدت آن فاجعهای مهلک است ( مثل سرمستی سال ٩٠ از دریافت یارانه ۴۵ هزار تومانی و بیچارگی سال ٩٧ از تورم ٢٠٠درصدی ) خدا میداند اقتصاد ایران در ٣ دهۀ اخیر چه آسیبی از پوپولیسم خورد و شد آنچه نباید میشد. پوپولیسم ما را به خاک سیاه خواهد نشاند پس ای کاش هر کدام به وسع خود و به عنوان یک شهروند نسبت به کشور احساس مسئولیت کنیم چون فرصت چندانی برای جلوگیری از فاجعه نداریم.
.
شتر حذف در خانهی لاریجانیها
زیتون ـ محمدرضا سرداری: ماجرای لاریجانیزدایی در نظام جمهوری اسلامی وارد مرحله تازهای شده است. در طی کمتر از یک ماه خبر بازداشت اکبر طبری معاون صادق لاریجانی و خبر تکذیب شدهی بازداشت عباس جعفری دولت آبادی، دادستان کل تهران منتشر شد. همزمان اخباری غیررسمی مبنی بر ارسال نامهای تهدیدآمیز از صادق لاریجانی به آیتالله ای به گوش رسید. در این نامه وی رهبر جمهوری اسلامی را تهدید کرده که اگر فشار بر اطرافیان وی بر طرف نشود؛ او به زادگاهش در نجف مهاجرت خواهد کرد. اما ماجرا چیست؟ آیا جمهوری اسلامی به واسطه ابراهیم رئیسی قصد دارد که نظام را از فساد بزداید یا از لاریجانیها؟ آیا لاریجانیها مسبب فساد در جمهوری اسلامی هستند یا مسئله فراتر از آن است؟

حمله به صادق لاریجانی از صداوسیما تا محمد یزدی
صادق لاریجانی در روزهای اخیر برای نخستین بار از سوی صداوسیمای جمهوری اسلامی هم نواخته شده است. حیدری، اسفندیاری و دلاوری، مجریهای صداوسیما در برنامهای گفتند به خاطر انتقاداتشان از درباره عملکرد سازمان ثبت اسناد، شخص رئیس قوه احضارشان کرده بوده و قصد بازداشتشان وجود داشته است که با صحبتهای محمد ضرغامی، رئیس وقت صداوسیما، موضوع فیصله یافته.
علیرضا پناهیان از افراد نزدیک به ابراهیم رئیسی و حلقه عماریون نیز به طور غیر مستقیم آملی لاریجانی را درباری خوانده و الفاظی که آیتالله خمینی برای ون فاسد بکار میبرده را به وی نسبت داده.
در برنامهای دیگر به کارگردانی وحید یامینپور آملی لاریجانی به ساخت حوزه علمیه مجلل متهم شد. در آن برنامه یک میگوید:قبل از گیر دادن به ویلاهای لواسان به حوزه لواسان باید گیر بدهید. این حوزههای مجلل در قم و مدارس مجلل چند درصد مال مراجع تقلید صاحب رساله است که هیچ نسبتی با حاکمیت و دولت برحسب ظاهر ندارند؟ مال رئیس سابق قوه قضائیه یا رئیس سابق مجلس یا امامجمعه فلان شهر است». یامینپور خود در برنامهای زنده صراحتاً اعلام کرده بود که قوه قضاییه مصونیت فوقالعادهای برای خودش ایجاد کرده بود که قربانی آن، همه جریانهای ی بودند.»
علیرضا پناهیان از افراد نزدیک به ابراهیم رئیسی و حلقه عماریون نیز به طور غیرمستقیم آملی لاریجانی را درباری خوانده و الفاظی که آیتالله خمینی برای ون فاسد بکار میبرده را به وی نسبت داده.

اما شدیدترین حمله رئیس پیشین قوه قضاییه و رئیس فعلی مجمع تشخیص مصلحت از سوی محمد یزدی نخستین قاضی الاقضات جمهوری اسلامی پس از آیت الله خمینی است. یزدی که به تندمزاجی شهرت دارد این بار به همتای خویش تاخته و در واکنش به احتمال مهاجرت لاریجانی به نجف گفته است: فلانی میگوید اگه این کار را نکنید نجف میروم! خب بروید، آیا با رفتن شما قم به هم میخورد؟ شما در قم بودنتان هم خیلی مؤثر نبود؛ چه رسد که نجف بروید. رییس دفتری که ۱۰ سال، جای مهمی را اداره کرده دستگیر میشود، بعد اعتراض میکند که چرا گرفتید؟! به اسم مدرسه علمیه، کاخ ساختند! آیا ارث پدرت بود؛ از کجا آوردی ساختی؟»
طعنه اصولگرایان به حملات علیه آملی لاریجانی
اصولگرایان اما علیرغم موجی که علیه صادق لاریجانی به راه افتاده، وی را تنها نگذاشتهاند. مرتضی مقتدایی عضو مجلس خبرگان رهبری و از مقامات پیشین قوه قضاییه از منتقدین لاریجانی خواسته تا سکوت کنند. به گفته وی همین شخص اگر کار خلافی داشته، اگر صلاح میدانستند، همان وقت تذکر میدادند، ولی اگر صلاح نمیدانند و سکوت کردند، باید همیشه سکوت کنند.
محمد مهاجری فعال رسانهای اصولگرا نیز در توئیتی نقد علیرضا زاکانی به لاریجانی را به تمسخر گرفته و با طعنه خطاب به قاضی القضات پیشین نوشته کاش وی در دوره ریاستش با زاکانی برخورد میکرد. صادق لاریجانی زاکانی را در واکنش به نقدش اصولگرانما خوانده بود.
رئیس بسیج سازمان صداوسیما نیز با تعبیری مشابه اما صریحتر مجریان منتقد لاریجانی را ترسو توصیف و گفته:اگر واقعاً چنین اتفاقی افتاده، چرا در زمانی که ایشان در آن سمت بوده هیچ وقت گلایهای نکردند و از ترس سکوت کرده بودند؟»
اما دفاع احمد توکلی از صادق لاریجانی بیشتر معطوف به دفاع از عملکرد وی است. توکلی که نسبت سببی با لاریجانی دارد در توضیحی برای سایت الف نوشته که عزل سعید مرتضوی و پیگیری پرونده قضایی برادران رئیس جمهور و معاون اولش با دستور و حمایت صادق لاریجانی صورت گرفته است.
حلقه مخالفان صادق لاریجانی، از اصلاح طلبان تا حلقه
صادق لاریجانی در دوره ریاست نزدیک به ۱۰ ساله خویش بر قوه قضاییه دشمنان زیادی برای خود تراشید. او وارث محاکمههای فعالان بود که احکام شدیدی از قوه قضاییه دریافت کردند. لاریجانی همچنین از مدافعان سرسخت حصر رهبران بود و از موانع جدی رفع حصر به شمار میرفت. از سوی دیگر وی مورد نقد برخی از نمایندگان نزدیک به اصلاح طلبان قرار گرفت که پروندههای مالی دستگاه قضایی از جمله ۶۳ حساب شخصی وی را تعقیب میکردند.
صادق لاریجانی در دوره ریاست نزدیک به ۱۰ ساله خویش بر قوه قضاییه دشمنان زیادی برای خود تراشید. او وارث محاکمههای فعالان بود که احکام شدیدی از قوه قضاییه دریافت کردند.
همزمان با اصلاحطلبان محمود و یارانش نیز شدیدترین تنشها را چه در دوره ریاستجمهوری وی و چه پس از اتمام آن با دستگاه قضایی لاریجانی پشت سر گذاشتند. برکناری سعید مرتضوی، محکوم شدن محمدرضا رحیمی معاون اول و سپس بازداشت بقایی و رحیم مشائی از یک سو و افشاگریها درباره مفاسد اقتصادی لاریجانی و اطرافیانش تا جایی که شخص در مجلس متن مذاکرات سعید مرتضوی با باقر لاریجانی را در خصوص یک زد و بند مالی منتشر کرد و همچنین طرح موضوعاتی چون جاسوسی دخترش که از سوی نژاد و برخی کامالهای تلکرامی دامن زده میشد؛ همگی از سطح بالای تنش در مدیریت کلان جمهوری اسلامی حکایت داشت.

صادق لاریجانی، قربانی فساد یا رقابت برای جانشینی
ریاست صادق آملی لاریجانی بر قوه قضاییه نقطه عطف رشد خاندان لاریجانی در ساختار قدرت جمهوری اسلامی بود. هر چند پیش از حضور وی در دستگاه قضا، برادرش جواد اردشیر لاریجانی همواره از اشخاص با نفوذ در دستگاه قضا بشمار میرفت. وی سالها به عنوان معاون بینالملل و رئیس ستاد حقوق بشر در قوه قضاییه حضور داشت هرچند نامش به عنوان یکی از متهمان زمین خواری بر سر زبانها بود. از سوی دیگر پس از انتصاب علی لاریجانی بر سازمان صداوسیما و قدرت گرفتن وی در دولت به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی و سپس ریاست مجلس، اصطکاک خاندان لاریجانی با دیگر اصولگرایان بیشتر شد. برخی آنان را گزینهای جدی برای بهدست گرفتن کل قدرت نظام پس از آیتالله ای تصور میکردند.
صادق لاریجانی دست کم تا زمانی که هاشمی رفسنجانی در قید حیات بود؛ یکی از گزینههای جدی برای جانشینی آیتالله ای بود.
صادق لاریجانی دست کم تا زمانی که هاشمی رفسنجانی در قید حیات بود؛ یکی از گزینههای جدی برای جانشینی آیتالله ای بود. بسیاری از اصولگرایان حاضر بودند تا در ازای کنار زدن هاشمی رفسنجانی به رهبری آملی لاریجانی رضایت دهند؛ اما فوت ناگهانی هاشمی اقبال را از لاریجانی نیز گرفت و با مطرح شدن ابراهیم رئیسی ابتدا به عنوان نامزد اصلی اصولگرایان در انتخابات و تولیت آستان قدس رضوی، بهتدریج حملات برای تخریب صادق لاریجانی آغاز شد.
این روند به نحوی ادامه یافت که دوره ریاست وی بر قوه قضاییه ۶ ماه زودتر پایان یافت. نتایج انتخابات هیات رئیسه خبرگان رهبری نیز شکست دیگری برای لاریجانی بود. رئیسی در آن انتخابات از مجموع ۷۸ رأی اعضای مجلس خبرگان با ۴۳ رأی به عنوان نایب رئیس نخست مجلس خبرگان رهبری انتخاب شد. لاریجانی در آن رقایت ۲۷ رأی کسب کرد و با اختلاف ۱۶ رأی از رقیب خویش شکست خورد.

با در نظر گرفتن این ملاحظات میتوان گفت بحران جانشینی در جمهوری اسلامی وارد فاز تازهای شده است. پس از حذف اکبر هاشمی رفسنجانی مهمترین گزینه جانشینی از طریق تخریب خانوادهاش و سپس فوت مشکوک او و همچنین فوت هاشمی شاهرودی، به نظر میرسد که در حال حاضر تنها سه گزینه برای جانشینی آیتالله ای باقی مانده. صادق لاریجانی، سید ابراهیم رئیسی و مجتبی ای. رئیس حفاظت قوه قضاییه در پی دستگیریهای اخیر قوه قضاییه گفت که پاکسازی درونی را به دستور رهبر» انجام میدهند و این را میتوان تلویحا به چراغ سبز رهبر برای برخورد با لاریجانی هم تعبیر کرد. اگر چنین باشد؛ جمهوری اسلامی در فقدان ای دو رهبر بالقوه خواهد داشت. ابراهیم رئیسی و مجتبی ای.
واقعیت این است اگر به تاریخ معاصر کشور نگاه کنیم ما مردم علیرغم فداکاری های زیادی که داشته ایم ولی همواره در لحظه آخر و به قول معروف در سر بزنگاه مسیر اشتباه را انتخاب کرده ایم.چه زمانی که در تعصب غوطهور شدیم و با دنباله روی از #شیخ_فضل_الله_نوری انقلاب مشروطه را به قربانگاه بردیم. و چه زمانی که #مصدق را به قمه کش های الواطی تنها گذاشتیم و یا حتی زمانی که خبر استفعای #بازرگان را مژده می دادیم.
حال بماند من و امثال من هم سال ۸۸ شعار می دادیم: سکوت کنی خائنی! و به این تربیت سکوت نکرد ولی ما همگی به خانه هایمان برگشتیم تا هر از گاهی هشتگ #رفع_حصر بزنیم.
بله ما مردم ایران هرگز کنشگری را بلد نبوده ایم. ما ابزار دست ماکیاول هایی بوده ایم که آنها قدیس پنداشته ایم.
تنها نقطه روشن این روزها شاید این باشد که بلآخره ما مردم فهمیدیم که بدون انجام یک تغییرات ساختاری مهم، وضعیت مملکت درست نمی شود، همگی متفق القول شده ایم که وضعیت کنونی به هیچ وجه بیانگر سلیقه ما و تامین کننده اهداف ما نیست و نخواهد بود. این روزها این امید هم وجود دارد که ارزش #آزادی را هم فهمیده باشیم.این مسأله را از این جهت می گویم که هرچه تلاش کردند تا ما بخاطر اینکه مانند #سوریه نشده ایم خوشحال و قدردان باشیم اما ما با آنها همراه نشدیم بلکه از اینکه مانند #دوبی پیشرفته و مانند #اروپا آزاد نیستیم مدام خودمان و مسئولان را سرزنش کردیم.ما امنیت فیزیکی را قدردان بودیم ولی ولی هرگز آن به تنهایی سقف خواسته ما نبود ما به دنبال امنیت مثبت شامل امنیت شغلی، روانی و نبود خشونت ساختاری و بودیم. اینها نشانههای امیدوار کننده ای بود که #ندا می داد تا به آینده امیدوار بود.
.
اما نقطه تاریک ماجرا اینجا بود که ما هرگز فراتر از فضای مجازی نرفتیم.فضای مجازی بجای اینکه محل آگاهی بخشی و هماهنگی در جهت رسیدن به خواسته ها باشد، خیلی زود تبدیل به محل #عربده_کشی و #تخلیه_هیجانی شد و در نهایت از سطح همین فضای مجازی فراتر نرفتیم. درست است فضای کشور بسته است ولی ما حتی جسارت این را نداشتیم که در چارچوب قانون و در یک #حرکت_مسالمت_آمیز برای یک حق شناخته شده و مشروع جمع بشویم. اما تا دلت بخواهد با بدترین و زشت ترین عبارات افرادی که با ما موفق نیستند را مورد نوازش قرار می دهیم. باور کنید ما اکنون در یک بزنگاه تاریخی قرار داریم و باید با بینش و هماهنگی و با پذیرش تکثر و تنوعات فکری برای کشورمان تلاش کنیم بله ما بار دیگر در بزنگاه قرار داریم ولی شواهد گویای این است که باز هم در مسیر اشتباه هستیم.
#ما_بندگان_تفرقه_ایم
به قلم سید حمزه صالحی دانشجوی دکترای روابط بینالملل
دراوایل دهۀ 70 میلادی جنگ دو کُره تمام شد و (جنوبیها و شمالیها) مرزهایشان را مشخص کردند اردوگاههای فکریشان را هم همینطور و در همان دوران بود که ایرانیها برای نخستین بار کرهایها را از نزدیک ملاقات کردند اما این ملاقات از سر استیصال بود و کشوری که بار فقر بر دوشش سنگینی میکرد با ایران قرارداد تبادل کارگر امضا کرده بود تا بخشی از کارگرانش را برای یافتن کار راهی ایران کند و اینچنین بود که #کارگران_کرهای سر از بازار کار ایران درآوردند و بخش حمل و نقل در ایران پذیرای شمار زیادی از کارگرانی بود که از کره در جستوجوی آیندهای بهتر آمده بودند ، رانندگان کرهای کامیونها را در جادههای ایرانی میراندند و نیروهای خدماتی کرهای و فیلیپینی در هتلهای به روز ایرانی به توریستهای اروپایی و آمریکایی سرویس میدادند
روزگار گذشت و تحولات اجتماعی و ی در ایران آنقدر سریع اتفاق افتاد که ایرانیها سالها بعد معجزههای اقتصادی رخداده در دهه هفتاد کشورشان را درک کردند تا اینکه جامعۀ ایران در دهۀ ٧٠ شمسی با ورژن جدیدی از اهالی این سرزمین آشنا شد و داستان ربطی به جاده و کامیون نداشت . اینبار اول یخچالها ، تلویزیونها , کشتیها و خودروهای کرهای به ایران آمدند و بعد از آنها مهندسان کرهای عازم ایران شدند تا در میادین گازی و نفتی ایران کار کنند . ورق برگشته بود و نیروهای خدماتی ایرانی باید در میادین نفتی ایرانی به مهندسان کرهای سرویس میدادند تا از تکنولوژی آشنای قدیمی در حوزۀ پتروشیمی استفاده کنند !! پنجاه سال پیش #کرهجنوبی فقیرتر از #بولیوی و #موزامبیک بود و امروز ثروتمندتر از #نیوزلند و #اسپانیاست و به جای فقر ، واژه صنعتی همنشین نام این کشور شده . طبق آمارهای جهانی در سال 2019 ، از بین 142 کشوری که تولید ناخالص دنیا را در اختیار دارند ایران در رده 83 قرار گرفته و کره در رتبه 17 , در بحث اشتغال و کارآفرینی کره جایگاه 20 جهان است و ایران رتبه 93 , در بخش بهداشت و درمان آنها در رتبه 9 هستند و ما در رتبه 62 ، در شاخصهای توسعه کرهایها جایگاه 11 را در جهان دارند و ایران 120 و جالبتر از همه ایران در تمام 50 سال گذشته صادرکنندۀ نفت بوده و درآمد میلیاردی حاصل از فروش آن را در اختیار داشته ولی کره جنوبی واردکننده نفت بوده است . آنها از منابع محدود خود با استفاده بردن از مدیران_لایق و با تکیه بر #تخصص و #دانش به کجا رسیدند و کشور ما با ده برابر منابع آنها و حضور یک مشت #مدیر_بیسواد و #نالایق به کجا رسید . در سال 1952 وقتی یک خبرنگار از #چرچیل دلیل دخالت #بریتانیا در کودتای ایران را پرسید او پاسخ داد : گمان نمیکنم نقطهای مهمتر از ایران روی نقشۀ جغرافیائی جهان وجود داشته باشد چون ایران هم در چهارراه جهان واقع شده و از شمال و جنوب به دریا راه دارد و هم ٢۶ درصد از منابع سوختی و انرژی جهان در اختیار این کشور است پس ما نباید آنرا از دست میدادیم . و ما همچنان در همان نقطۀ جغرافیایی جهان درجا میزنیم درحالی که هنوز ١٧ درصد از منابع سوختی جهان در اختیار ماست !!!!
.
✍غلامرضا_مصدق
در دوران #جنگ_هشت_ساله و در يكي از عمليات ها، عراقي ها در مقابل فشار ما برای شكستن خط سخت مقاومت میکردند. با طلوع آفتاب دستور عقب نشینی صادر شد. بعد از اطمینان از عقب نشینی همه نیروها، من هم شروع به عقب نشینی کردم، هنوز چند قدم نرفته، که خمپاره ای نزدیک من منفجر شد، دو سه متر به هوا پرت شدم، از سوزش جای اصابت ترکش ها و خونی که تمام بدنم را در برگرفته بود مطمئن بودم تا لحظات دیگری خواهم مرد. اما هرچه منتظر مرگ ماندم خبری نشد. چون این اتفاق لب خط عراقی ها افتاد، بعد از حدود یک ساعت سر و کله آنها پیدا شد كه در حال زدن تیر خلاص به مجروحان بودند. به پشت خوابیدم تا انها تصور کنند زنده نیستم. سه نفرشان که پوتین های آنها را میدیدم به بالای سرم رسیدند، یکی از آنها گفت این فلان فلان شده مرده و از من دور شدند.
تا نزدیک ظهر همچنان منتظر حضرت عزرائيل بودم ولی خبری از او نبود. کم کم به احتمال نجات از مخمصه فکر کردم. برای نجات یک امتیاز و چند مشکل داشتم، امتیازم داشتن شناخت كامل از منطقه بود اما کل زمین مسیر بازگشت رملی (شن روان) و تا نیروهای خودی ۱۵ کیلومتر فاصله بود، چون لگنم شکسته، روده ها سوراخ، زانو و مچ پايم زخمي بودند قادر به راه رفتن نبودم و علی رغم همراه داشتن آب و شدت تشنگی ناشی از خونریزی و گرما نمیتوانستم آب بخورم، به علاوه در مناطق رملی روزها حتی در زمستان بسیار گرم و شبها بسیار سرد است. خلاصه اينكه دو شبانه روز چهار دست و پا، بدون نوشیدن قطره ای آب و ذره ای غذا، با سختي كه از توصيف آن عاجزم خود را به نيروهاي خودی رساندم.
هدفم از ذكر اين خاطره شبيه سازی آن با شرایط کشور است. با اینکه در آن دو شبانه روز تنها بودم و وقت زیادی داشتم، در مسیر طولانی حرکت هم اتفاقات زیادی در اطرافم می افتاد، اما به جز در لحظات اولیه زخمی شدن که كمی به خانواده فکر کردم که چطور با مرگ من کنار می آیند، در تمام این مدت به بقاء و نجات از مهلكه فكر ميكردم. به مسائلي از اين قبيل كه، چطور انرژی محدود خود را حساب شده صرف کنم، به کمین دشمن نیفتم، از مسیر درست منحرف نشوم. انگيزه حفظ بقاء، به من براي فكر كردن به درد، تشنگی، گرسنگی و حتی خانواده فرصتی نمیداد.
وقتي انسان در شرايطی قرار میگیرد که بقایش در خطر است، تا رفع خطر از آن، کاملاً طبیعی است به مسائل دیگری غیر از حفظ بقاء فكر نكند. وضعيت ايران در ٤٠ سال گذشته به گونه ای بوده که همواره عمده دغدغه ما حفظ بقاء بوده و از اينكه همچنان سرپا هستيم، احساس پيروزي
احساس پيروزي و افتخار ميكنیم. ما كه قرار بود براي سعادت بشريت دنيا را هم شكل خود كنيم، چند دهه است كه با تحريم و فشار همين دنيا با چنگ دندان در حال تلاش براي زنده ماندن هستيم.
با #جنگ، #سایه_جنگ، #تحریم، #فشار_اقتصادی، #تورم، #بیکاری، #فساد، بهره وری پایین، #فرار_مغزها، فرصت سوزی و غیره، سالهای سال کنار می آییم، چون در مقابل، موفقیتی عظيم به اسم # حفظ بقاء را داريم، كه رسيدن به آن ما را از دستيابي به موفقيت هاي ديگر مثل پیشرفت و توسعه اقتصادی بی نیاز میکند و یا اينكه موفقیتهای غیر از حفظ بقاء به نوعی لوکس و غیرحیاتی به حساب می آیند.
براي حفظ بقاء سالهاي سال در حال باج دادن به همه دنيا هستيم. كالايي كه در #بازار_جهانی یک #دلار است ما باید دو دلار بخریم، اگر بخواهیم چیزی بفروشیم که دو دلار قیمت دارد باید آنرا یک دلار بفروشیم، ماشین آلاتی که به قیمت دولا پهنا از خارج میخریم از گارانتی و خدمات بعد از فروش آنها بی بهره ایم، برای جابجایی یک دلار از داخل به خارج و بالعکس باید حداقل ده تا بیست درصد آنرا به دلالان خارجي باج بدهیم.
منابع محدود و فرصتهاي كشور تا چه زماني بايد به چاه ویل استراتژی حفظ بقاء بي هيچ چشم اندازي براي پايان آن ريخته شود؟ رقباي منطقه اي و همسايگان ما فارغ از دغدغه حفظ بقاء، به سرعت در حال اجراي برنامه هاي توسعه ای خود هستند. معلوم نیست ما در آینده ای نه چندان دور با شکاف عميق عقب ماندگی اقتصادی خود و پیشرفت سریع رقبا و همسایگان خود چه خواهیم کرد؟ من قبل از حادثه مجروح شدنم ۷۵ کیلو وزن داشتم، سختی آن دو شبانه روز و عوارض بعد از درمان موجب شد در کمتر از ۱۰ روز ۲۵ کیلو وزن کم کنم و تا چند سال به شرایط عادی برنگشتم و با گذشت ۳۷ سال از آن واقعه هنوز از عوارض آن در رنج هستم. وقتي عوارض و هزينه عبور از چنين مشكلی که فقط چند روز بود براي يك انسان اينقدر زياد است، براي يك كشور ۸۵ میلیونی چقدر خواهد بود؟
آیا با ادامه بی پایان استراتژی بقاء، نهایتاً #أصل_بقاء به خطر نمي افتد؟
.
.
✍سید حمزه صالحی
.
.
بعد از تحریم های دیروز آمریکا این سوالات پرسیده می شود که آیا این تحریم ها اثرگذار هستند؟ هدف اصلی آمریکا از تحریم رهبری ایران چیست؟در ابتدا باید گفت قطعاً هر نوع تحریمی آثار خود را بر جای خواهد گذاشت و این تحریم های جدید متاسفانه فرصت های اندک سرمایهگذاری در ایران را هم فراری خواهند داد، زیرا بار روانی چنین تحریمی بسیار بیشتر از آثار و محتوای خود قانون تحریم است، به طوری که ممکن است حتی مقامات کشورهای خارجی برای دیدار از ایران و ملاقات حضوری با مقامات ایرانی اکراه پیدا کنند. که بدون در چنین وضعیتی ما با مشکلات زیادتری روبرو خواهیم بود.
از طرف دیگر باید گفت که تحریم نهاد رهبری ایران و شخص دکتر ظریف بیشتر از آنکه یکاقدام اقتصادی باشد یک اقدام ی و نمادین است که آمریکایی ها قصد دارند به وسیله آن پیامهای روشنی به ایران منتقل کنند.
این اقدام آمریکا می تواند جوابی به ت عدم مذاکره ایران باشد که تمام میانجی ها از جمله نخست وزیر ژاپن را دست خالی روانه توکیو کرد.
در واقع هدف آمریکا این است تا به مقامات تهران اعلام کند که دریچه های دیپلماسی از طرف آمریکا هم در حال بسته شدن است و اگر وارد مذاکره نشوید باید منتظر گزینه های بعدی[جنگ] باشید.
البته ورود به جنگ ممکن است وماً با هدف تغییر رژیم نباشد بلکه برای تضعیف قدرت ایران و جلوگیری از نفوذ آن در منطقه باشد.
اما از طرف دیگر همه ما هم می دانیم که در نظام جمهوری اسلامی نهاد رهبری و شخص رهبر نماد ساختار حکومت است و قطعاً تحت الشعاع قرار گرفتن ولایت فقیه به معنای تلاشی برای ضربه زدن به اصل نظام جمهوری اسلامی تلقی می شود، بنابراین هدف قرار گرفتن این نهاد می تواند یک اولتیماتوم به رهبران ایران هم باشد که اگر ایران همچنان از ورود به مذاکره خودداری کند ت نهایی آمریکا تغییر رژیم در ایران خواهد بود.
آنچه که مسلم است فعلا ترامپ به دنبال جنگ نیست و مذاکره را ترجیح می دهد و در درجه اول هدف از این تحریم ها ایجاد ترس و رعب در مقامات ایران برای ورود به مذاکره است اما نکته مهم این است که این تحریم ها به معنی ورود آمریکا به نقطه بی بازگشت است بدین معنی که اگر جمهوری اسلامی تسلیم این تحریم ها نشود، آمریکا با چالش_پرستیژ روبرو خواهد شد و برای حفظ وجهه ابرقدرتی خود باید ت شدیدتری علیه ایران اتخاذ کند. متاسفانه و به احتمال بسیار قوی ت جدیدی که در آن مرحله اتخاذ شود دیگر صدای آن نه از پشت تریبونها بلکه از دهانه توپ به گوش خواهد رسید.
درباره این سایت